<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>الدراسات الأدبیة</title>
    <link>https://www.litstudmag.com/</link>
    <description>الدراسات الأدبیة</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 23 Aug 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 23 Aug 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>سرمقاله</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_234650.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و نقد فرایندِ ترجمه آشکار و نهان در برگردانِ فارسی سیدجعفر شهیدی از اسالیب بیانیِ سه خطبه اول نهج البلاغه</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_222880.html</link>
      <description>سیدجعفر شهیدی را پیش و بیش از هر چیز به مترجم نهج البلاغه می شناسیم. این مسئله به خوبی جایگاه او و ترجمه‌اش را در میان ما ایرانیان نشان می دهد. پژوهش حاضر با تکیه بر همین مطلب و با تمرکز بر رویکرد نظریِ جولیان هاوس در نقد و ارزیابی ترجمه ها قصد دارد تا نشان دهد ترجمه سیدجعفر شهیدی بیشتر از کدام فرایندهای ترجمه ای ـ ترجمه نهان یا آشکار ـ برای ترجمه اسالیب بیانی، بهره برده است و چرا؟برای این منظور، ترجمه أسالیب بیانی در سه خطبه اول نهج البلاغه به صورت مقابله خط به خط با متن اصلی عربی، مقایسه شد و موارد استخراج شده در ذیل دو نوع کلی ترجمه مورد نظر هاوس، تحلیل شد. همچنین تلاش شد تا با تکیه بر تحلیل زبانی و ساختاری فرایند ترجمه، تبدیل‌های ترجمه‌ای که در قالب صافی فرهنگی عمل کرده‌اند تا متن ترجمه به صورت یک متن نهان، نمایش داده شود، مشخص و واضح گردد. مهمترین دستاورد این پژوهش نشان می‌دهد که شهیدی در ترجمه‌اش بیش از هر چیزی از ترجمه نهان سود جسته و تلاش کرده است متنش هر چه بیشتر در چارچوب‌های زبان فارسی قرار بگیرد و از کلیشه‌های زبان عربی دور شود. مهم‌ترین راهکار ترجمه‌ای او برای رسیدن به این مقصد، تبدیل استعارات به تشبیه، توضیح استعارات یا تغییر کلی تصویر استعاری بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دراسة مقارنة للمستوى الأدبي في "ني نامه" للمولوي وتعريبها شعرًا للفراتي على ضوء اللسانيات الكمية</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_222883.html</link>
      <description>من الأمور المهمة في ترجمة الأعمال الأدبية هي درجة أدبية النص المترجم مقارنة بالنص الأصلي. في الأسلوبية الإحصائية، من خلال دراسة شكل ومضمون الآثار يمكن الوصول إلى المستوى الأدبي للنصوص. لقد قدم بوزيمان، عالم لغوي ألماني، معادلة للتحقق من مستوى جودة النصوص الأدبية. في هذه المعادلة يتم حساب نسبة الفعل إلى الصفة (VAR) وكلما كان خارج القسمة أكبر كان النص أكثر أدبية. على العكس، إذا كان خارج القسمة عددا صغيرا كان النص أقرب إلى النمط العلمي. يحاول هذا المقال، باستخدام المنهج الوصفي التحليلي، تقصي وتقييم مستوى الأدبية في شعر جلال الدین محمد المولوی وترجمته شعرًا بقلم محمد الفراتي. في هذا البحث، قمنا أولاً بترجمة معادلة بوزيمان لاستخدامها في النصوص الفارسية والعربية. ثم قمنا بتحليل مثنوي "ني نامه" للمولوي وتعريبها شعرًا بقلم محمد الفراتي من وجهة نظر الجودة الأدبية. وأظهرت الأبحاث أن الجودة الأدبية لـ"ني نامه" أقل قليلاً من شعر الفراتي، ومع هذا الفارق الطفيف يمكن القول أنهما متساويان تقريباً؛ مع أنّ الفراتي، رغم إلمامه باللغة الفارسية، فلم يكن موفقا في بعض الأحيان في فهم ونقل الاستعارات والكنايات في اللغة المولوية. إذن فعلى الرغم من جهود المترجم، فإن الفجوة الدلالية والفشل في اختيار المعادلات يمكن رؤيتها في ترجمته. على أية حال، فإن الفراتي من جيث الجودة الأدبية لنص الترجمة قدم ترجمة مقبولة نسبيًا نظرا للاستفادة من ترجمة شعرًا إلى شعر، وشباب المترجم، واستخدام الكلمات المقافية والجناس اللفظي والمعنوي في اللغة العربية في مواجهة شعر المولوي، فمن هذا المنطلق، يمكن القول إن المترجم في الترجمة والنقل النص الأدبي لمثنوي "ني نامه" باللغة العربية بات ناجحا أحيانًا.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ترجمه عربی شعر &amp;laquo;باز باران&amp;raquo; گلچین گیلانی توسط محمد نورالدین عبدالمنعم بر اساس نظریه هنجارهای گیدئون توری</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_222881.html</link>
      <description>ترجمه شعر، به دلیل پیچیدگی‌های معنایی، زیبایی‌شناختی و فرهنگی، یکی از چالش‌برانگیزترین حوزه‌های ترجمه به شمار می‌رود. انتقال لایه‌های معنایی و زیبایی‌های زبان اصلی به زبان مقصد، همواره با خطر از دست دادن اصالت و عمق مفاهیم همراه است. اشعار گلچین گیلانی، با درون‌مایه‌های احساسی و فرهنگی خاص، از جمله متونی است که در ترجمه به زبان عربی نیازمند دقت و توجه ویژه‌ای است. بررسی چگونگی انطباق این ترجمه‌ها با هنجارهای ترجمه‌شناسی می‌تواند به درک بهتری از میزان موفقیت آن‌ها در حفظ و انتقال این عناصر کمک کند. این پژوهش با رویکردی علمی و نقادانه، ترجمه عربی گزیده‌ای از اشعار گلچین گیلانی توسط محمد نورالدین عبدالمنعم را از منظر نظریه هنجارهای گیدئون توری بررسی می‌کند تا مشخص شود که آیا این ترجمه توانسته است تعادل میان پذیرش در فرهنگ مقصد و حفظ کفایت و وفاداری به متن اصلی را برقرار کند یا خیر. ترجمه‌ها در دو سطح اصلی نظریه توری، یعنی هنجارهای اولیه (پذیرش در فرهنگ مقصد) و هنجارهای ثانویه (کفایت در برابر متن مبدأ) تحلیل شده‌اند. داده‌های مورد استفاده در این پژوهش، شامل نمونه‌هایی از اشعار گلچین گیلانی و ترجمه‌های آن‌ها توسط عبدالمنعم است. نتایج تحلیل نشان می‌دهد که ترجمه‌های عبدالمنعم در سطح هنجارهای اولیه، توانسته‌اند به‌خوبی با فرهنگ مقصد هماهنگ شوند، اما در سطح هنجارهای ثانویه، به‌ویژه در بازتاب دقیق مفاهیم و سبک شعری گلچین گیلانی، کاستی‌هایی مشاهده می‌شود. این پژوهش تأکید می‌کند که رعایت هنجارهای توری در ترجمه اشعار می‌تواند به بهبود کیفیت ترجمه‌ها و افزایش هم‌خوانی با متن مبدأ کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الرؤية الاجتماعية في قصّة "حديث الصّيّاد والعفريت" لهوشنغ غلشیري</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_222888.html</link>
      <description>يعمل البحث الراهن على دراسة الرؤية الاجتماعية في قصة "حديث الصياد والعفريت" للكاتب الإيراني هوشنغ غلشيري، وهي رؤية تقوم على الواقعية التي تُظهر العلاقة بين الأدب والمجتمع، إذ تبين رؤية الكاتب أن المجتمع كان منطلق أفكاره نظراً لكونه كاتباً ملتزماً، وكون أدبه أدباً هادفاً. يقوم هذا البحث وفقاً للمنهج التحليلي الوصفي على أسس المنهج الاجتماعي بدراسة الرؤية الاجتماعية في قصة "حديث الصياد والعفريت"، وقد وصل البحث إلى أن غلشيري عرض رؤيته الاجتماعية بطريقة غير مباشرة، فاستخدم التناص لذلك، وأظهر الطمع كمشكلة يعاني منها المجتمع وقدم الحلول لها، وغيرها من النتائج التي ظهرت عن طريق تتبع القصص التي اقتبس منها غلشيري في قصته من أجل بيان رؤيته. كان هذا البحث محاولة من أجل معرفة الغرض الذي دفع بالكاتب إلى إحياء التراث بتحقيق التناص في القصة المذكورة، وصولاً إلى الغاية الاجتماعية التي أراد إبراز رؤيته لها، وذلك بهدف معرفة نقاط الضعف في المجتمع الإيراني كما رآها الكاتب، وطرق الأدباء -أمثال غلشيري- في حلها.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مضامین&amp;rlm; پایداری در شعر مُعین بَسیسو و سعید بیابانکی</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_222886.html</link>
      <description>مقاومت و پایداری به معنای ایستادگی در برابر تجاوز، تعدی، ظلم و ستم و همچنین تلاش برای دستیابی به پیروزی است. ادبیات پایداری، زبان حال انسان‌هایی است که در برابر این چالش‌ها قیام کرده و مبارزه می‌کنند. ایران و فلسطین از جمله کشورهایی هستند که در تاریخ خود شاهد تجاوز و هجوم دشمنان به خاکشان بوده‌اند. با توجه به اشتراکات فرهنگی و دینی این دو ملت و تحولات اخیر منطقه، پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی و تحلیل مضامین مقاومت و پایداری در شعر دو شاعر برجسته از این دو کشور، معین بسیسو از فلسطین و سعید بیابانکی از ایران، می‌پردازد. هدف اصلی این پژوهش پاسخ به این پرسش مهم است که نگاه این دو شاعر به مضامین مقاومت و پایداری در آثارشان چگونه است؟ یافته‌های این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای انجام شده است، نشان می‌دهد که هر دو شاعر در آثار خود به مضامین مشترکی چون شهادت، وطن و مبارزه پرداخته‌اند و اشعاری تأثیرگذار در این زمینه سروده‌اند. در شعرهای بسیسو، مفهوم وطن با رنگ و بوی ملیت برجسته است، در حالی که در آثار بیابانکی، این مفهوم بیشتر با قالب مذهب همراه است. از دیگر نتایج مهم این پژوهش، اشاره به شخصیت‌های اسلامی مشترکی است که هر دو شاعر درباره آنها شعر سروده‌اند و در میان این شخصیت‌ها، امام حسین (ع) جایگاهی ویژه دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انسجام در سیر الملوک خواجه نظام الملک: مطالعه موردی فصل چهلم</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_222863.html</link>
      <description>انسجام در سیر الملوک خواجه نظام الملک طوسیمطالعه موردی (فصل چهلم)د.محمد تقي زند وكيلي()د.پرستو سنجي))چکیدهانسجام یکی از موضوعات اصلی پژوهش‌های نقدی زبانشناسی به شمار می‌رود؛ و سبب ارتباط جمله‌ها در متنی معین می‌شود. به بیانی دیگر، انسجام عبارت است از وجود ارتباطی منطقی میان جمله‌ها و پیوستگی آن در مفاهیم حاصل شده است. و نبود آن در جمله، موجب پیچیدگی و ابهام و گسستگی و در نتیجه عدم فهم مقصود نویسنده می‌شود. و کتاب سیر الملوک خواجه نظام الملک طوسی که از مهمترین کتاب‌های تاریخی به شمار می‌رود؛ و بر اساس درخواست ملکشاه سلجوقی به رشته تحریر درآمده، شامل تعیین قوانین درست حکومتی است؛ و از ویژگی‌های بارز آن، وضوح جمله‌ها و عدم پیچیدگی و ابهام است. بنابراین به دلیل وجود نظم منطقی واژگانی و جمله‌ها و پیوستگی متنی آن‌ها و در نتیجه معانی منسجم و پیوسته، این پژوهش در نظر دارد با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی نقش انسجام در دو سطح انسجام ساختاری و انسجام واژگانی در فصل چهلم کتاب سیر الملوک بپردازد؛ تا میزان کاربرد این ابزارهای پیوندی و چگونگی نقش آن در پیوستگی متن پدیدار گردد. مهمترین یافته‌های پژوهش بر این موارد دلالت دارد: متن سیر الملوک با پیوستگی متون و مفاهیم و در نتیجه روانی الفاظ متمایز می‌گردد. و انسجام واژگانی با دو نوع تكرار و همبستگی واژگانی، نقش مهمی را در پیوستگی متن ایفا می‌کند؛ به ویژه تکرار که وظیفه تثبیت مفهوم در ذهن مخاطب را بر عهده دارد؛ و تضاد که یکی از کاربردهای آن، پویایی متن از طریق تصویرهای متضاد است. و ترادف که کاربرد آن، پیوند معنایی میان کلمه‌ها و جمله‌های هماهنگ است. همينطور انسجام ساختاری با انواع مختلف آن متن سیر الملوک را متنی پیوسته و بدون گسستگی قرار داده است. به‌ طوری ‌که در اين كتاب با کاربرد بسیار ارجاع پیشین، نسبت به ارجاع پسین مواجه هستیم؛ و پیوند افزایشی و زمانی را بیشتر از دیگر ابزارهای پیوند ملاحظه می‌کنیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد و بررسی ترجمه عربی رمان &amp;laquo;من زنده‌ام&amp;raquo; بر اساس نظریه تعادل بیکر (محور واژگان)</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_222864.html</link>
      <description>یکی از مباحثی که در فرایند ترجمه مورد توجه صاحب‌نظران است، حفظ تعادل می‌باشد. در ترجمه ممکن است مترجم با واژگانی برخورد کند که خاص فرهنگ زبان مبدأ باشد و معادلی برای آن در زبان مقصد وجود نداشته باشد؛ و یا واژگانی که از لحاظ معنایی پیچیده باشند. همچنین گاهی وجود مفاهیم عام و خاص مترجم را وادار می‌کند که برای انتقال مفاهیم به حفظ تعادل بپردازد. در این پژوهش ابتدا به تعریف کلمه، تکواژ و بررسی انواع معانی ( منطقی، القایی و ... ) پرداخته و سپس به علل عدم تعادل درسطح ترجمه واژگان پرداخته شده است که بر اثر وجود واژگان خاص زبان مبدأ، وجود واژگانی که معنای منطقی یکسان و در عین حال معنای القایی متفاوتی دارند، و همچنین وجود واژگان فرهنگی زبان مبدأ و سایر موارد اتفاق می‌افتد. در این جستار به روش توصیفی- تحلیلی، واژگان ترجمه رمان &amp;amp;laquo;من زنده‌ام&amp;amp;raquo; تحت عنوان &amp;amp;laquo;أنا علی قید الحیاة&amp;amp;raquo; از معصومه آباد بررسی گردید. نتایج پژوهش حاکی از این است که ترجمه مذکور که از نوع خودترجمه‌ای است، یعنی متن توسط خود نویسنده اصلی به زبان عربی ترجمه شده است، بر اساس نظریه بیکر(1953) قابلیت ارزیابی را دارد، لذا بجز راهکار &amp;amp;laquo;ترجمه از طریق تصویر&amp;amp;raquo; می‌توان متن مذکور را بر اساس سایر محورهای و راهبردهای مذکر در نظریه مورد ارزیابی قرار داد. در این بین چالش اصلی مترجم، ترجمه واژگانی است که از لحاظ معنایی پیچیدگی دارند و در زبان مقصد تعادل واژگانی نشده‌اند. این واژگان به دلیل استفاده از زبان بومی و محلی، مترجم را ناچار می‌کند تا برای ترجمه آنها از روش ترجمه آزاد تعادل در ترجمه را ایجاد کند. باتوجه به همین امر، محور &amp;amp;laquo;دگرگویی با استفاده از واژه غیر مرتبط &amp;amp;raquo; با 5/ %29، پربسامدترین و محور &amp;amp;laquo;ترجمه با استفاده از یک واژه قرضی &amp;amp;raquo; با 7/3%، کمترین بسامد را در این پژوهش داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>السخرية بين علي أكبر دهخدا وعبدالقادر المازني (دراسة مقارنة)</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_222885.html</link>
      <description>يُعدّ كلٌّ من عليّ أكبر دهخدا وعبد القادر المازني، عملاقَيْنِ في فنّ السّخرية الأدبية الفارسية والعربية على التّوالي، حيث أحدثا ثورةً كبيرة في النّثر الساخر والأسلوب الفكاهيّ. وتُشير تشابهات حياتهما، وأعمالهما النثرية، والظروف الاجتماعيّة التي عايشاها، إلى وجود تقاربٍ محتملٍ بينهما في المضمون والأسلوب الفكاهيّ. لكن، هل هذا التقارب مُجرّد صدفة، أم دلالةٌ على وجود مُؤثّراتٍ مشتركةٍ، أو ميكانيزماتٍ فكريّةٍ متشابهةٍ في إنتاج السّخرية؟ هذا السؤال يُشكّل الإشكاليّة الكُبرى لبحثٍ مُقارنٍ لأعمال هذين الكاتبين الإيراني والمصري.بناءاً على ما سبق، يهدف هذا البحث إلى تحليل ومُقارنة الأعمال الفكاهيّة لكُلٍّ من دهخدا في&amp;amp;laquo; چرند و پرند&amp;amp;raquo;(الكلام المهمل) والمازني &amp;amp;laquo;في مجموعته القصصيّة&amp;amp;raquo;، مُستخدماً المنهج المقارن المُستمدّ من المدرسة الأمريكيّة للأدب المقارن. أظهرت نتائج البحث أن أحد الأسباب الرئيسية التي دفعت دهخدا والمازني إلى ممارسة السخرية في أعمالهما هو حياتهما المأساوية المليئة بالحزن والكآبة. إضافة إلى ذلك، تأثر كلاهما في كتاباتهما الفكاهية بكُّتاب غربيين مثل &amp;amp;laquo;مارك توين&amp;amp;raquo; وكُتاب عرب مثل &amp;amp;laquo;الجاحظ&amp;amp;raquo;. يتشَابَه الأسلوب الساخر لدى الكاتِبين تشابهًا ملحوظًا في مجالاتٍ متعددةٍ، منها المضمون وبعض الأساليب البيانية، ويبدو أَنَّ السبب وراء ذلك هو المَشرب الواحد واقتباس الكاتِبَين من أسلوب الكتابة القصصية الغربية. كما كان للوضع السياسي السائد في إيران ومصر في فترة حياتهما، والظروف المعيشية المزرية لعامة الناس، دور فاعل في لجوئهما إلى السخرية.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مقایسه‌ای انسجام غير ساختاری در شعر سمیح القاسم و قیصر امین پور در پرتو زبانشناسی نقش‌گرا (مطالعه موردی: فلسطينية في صوفيا وپنجره)</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_222892.html</link>
      <description>مطالعات زبان‌شناسی متن علاقه‌مند به ورود به جهان تولیدات ادبی است تا پدیده انسجام متنی را از جنبه‌های صوری و معنایی که از نگاه کل‌نگر به متن به‌عنوان ساختاری کل‌نگر سرچشمه می‌گیرد، بیابد. هدف این پژوهش بررسی ابزارهای انسجام متنی در قصیدة &amp;amp;laquo;فلسطينية في صوفيا&amp;amp;raquo; از سمیح قاسم و قصیدة &amp;amp;laquo;پنجره&amp;amp;raquo; از قیصر امین پور است. این تحقیق با رویکرد توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابعی که برای تکمیل آن ضروری بوده به ویژه منابع زبان شناسی متن تهیه شده است.از برجسته‌ترین نتایجی که در این تحقیق به دست آمده این است که شعر سمیح در مقایسه با شعر قيصر دارای تعداد بیشتری ابزار انسجام متنی است. ولذا قصیدة سمیح قاسم با درصد کلی 37/84%) نسبت به قصیدة قیصر (90/65%)، از انسجام بیشتری برخوردار است. پرکاربردترین ابزار انسجام متنی در شعر سمیح، ارجاع در ضمیر است. این در حالی است که قصیده فارسی اصلاً ارجاع نداشته و از نظر عنصر واژگانی تکرار نیز قابل مقایسه با قصیده عربی نیست. سمیح قاسم از تکرار افعال بیشتری نسبت به قیصر استفاده کرده است که در قالب این افعال ضمیر مستتر نیز به ما قبل ارجاع داده شده است. شیوه تکرار در اشکال مختلف (حرف، اسم، فعل، جمله، عبارات) وجود دارد، به گونه‌ای که این تکرار بیش از سایر ابزارهای انسجام به قوام شعر او و انسجام بین اجزای شعر و انفجار احساسات شاعر و مخزون زبانی او کمک کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش ‌های ترجمه از زبان عربی به فارسی و بالعکس</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_222890.html</link>
      <description>ترجمه عبارت است از انتقال کلمات و عبارات از یک زبان (زبان مبدأ) به زبان دیگر(زبان مقصد) با در نظر گرفتن رساندن معنا و هدف نویسنده. واين كارآسان نیست. ترجمه فرآیندی پیچیده است که به مهارت‌های فراوان، تجارب زیاد و آشنایی دقیق با زبان مبدأ و زبان مقصد نياز دارد؛ تا مترجم بر بعض از چالش هايى كه با آن ها روبرو شود، غلبه كند. ممكن است این چالش‌ها را به چالش‌های زبانی و همچنین فرهنگی تقسیم کرد. در زیرمجموعه‌ی چالش‌های زبانی می‌توان به ساختار جمله، ترکیبات و سبک‌های بلاغی، چندمعنایی واژگان و دیگر چالش‌های زبانی اشاره کرد. همچنین، مترجم ممکن است با چالش‌هايى فرهنگی - مانند وجود عبارات و اصطلاحاتی که معادل دقیقی در زبان مقصد ندارند- روبرو شود. این موضوع هنگام ترجمه از فارسی به عربی و بالعکس آشكار است، زيرا اختلافاتى در نحو و صرف هم ميان زبان فارسى و زبان عربى موجود است. هر دو زبان به خانواده‌ هاى زبانی متفاوت تعلق دارند، به‌علاوه‌ی تفاوت‌های فرهنگی. براينكه این پژوهش به برخی از چالش‌های ترجمه از فارسی به عربی و بالعکس می ‌پردازد، و مخصوصا براى افرادی که تازه ترجمه (از فارسی به عربی و بالعکس) شروع شده اند، و هنوز تجربه‌ ی کافی برای ارائه‌ی ترجمه‌ی صحیح ندارند، نگاشته شده است. این بررسى بر زبان شناسى تطبيقى تکیه دارد و همچنین از برخی ابزارهای پژوهش مانند استقرا، استنباط، توصیف و تحلیل بهره خواهد برد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی مؤلفه‌های اگزیستانسیالیسم در رمان &amp;laquo;ذائقة الموت&amp;raquo; ایمن العتوم و &amp;laquo;لطفا پدرم باش&amp;raquo; منصور یوسف‌زاده شوشتری (با تکیه بر نظریة روان‌ درمان‌گری اروین یالوم)</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_222893.html</link>
      <description>اگزیستانسیالیسم با تأکید بر اصالت وجود به یکی از مکاتب فلسفی غرب در قرن بیستم بدل گشت، و این ناشی از علم‌گرایی و عقل‌گرایی و احساس پوچی بعد از آشفتگی‌های جنگ جهانی دوّم بود. رابطه‌ی تنگاتنگ فلسفه با روان‌شناسی باعث شد تا روان‌شناسان و روان‌پزشکان برای درمان دلواپسی‌های فلسفه اگزیستانسیالیسم راه‌حل‌هایی ارائه نمایند که یکی از مهم‌ترین آن‌ها نظریه روان‌درمان‌گری اروین یالوم است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی به دنبال بررسی تطبیقی نگرانی‌های چهارگانه فلسفه اگزیستاسیالیسم یعنی مرگ و زندگی، آزادی انتخاب، تنهایی و پوچی در دو رمان ذائقة الموت ایمن العتوم و لطفا پدرم باش منصور یوسف‌زاده شوشتری است. مؤلفان جستار حاضر کوشیده‌اند مؤلفه‌های چهارگانه فوق را در شخصیت‌های اصلی این دو داستان بر اساس نظریه اروین یالوم مورد کنکاش قرار دهند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد چهار نگزانی مورد اشاره به وفور در دیالوگ‌های شخصیت‌های اصلی این دو داستان به چشم می‌خورد، و هر دو داستان‌نویس سیر حوادث را به گونه‌ای پیش برده‌اند که تفکّر و سرنوشت شخصیت‌های اصلی داستان بر اساس نظریه اروین یالوم رقم خورده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تلقی احمد مطر وادیب الممالک فراهانی از مفهوم آزادی. خوانشي در شعر آن دو</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_222894.html</link>
      <description>آزادی یکی از مهم‌ترین عناصر زندگی انسانی و از برجسته‌ترین اهداف اساسی در جوامع بشری محسوب می‌شود. مفاهیم آن می‌تواند در گرایش‌ها و اندیشه‌های متنوعی تجلی یابد که به محدودیت‌های فرد یا جامعه بستگی دارد، و این تنوع معمولاً در تفاوت‌های فرهنگی افراد، چارچوب زمانی و محیط پیرامونشان منعکس می‌شود. شاعر معاصر عراقی احمد مطر و شاعر ایرانی ادیب‌الممالک فراهانی در دوره قاجار، از نمونه‌های بارز این تفاوت‌ها هستند. هر دو در جامعه‌ای زندگی می‌کردند که از سرکوب و استبداد رنج می‌برد، اما با وجود این، تفاوت‌های آشکاری در پیشینه فرهنگی و تاریخی میان آن‌ها وجود داشت. به‌طور کلی، این پژوهش با تحلیل جنبه‌های مختلف زندگی این دو شاعر و عوامل تأثیرگذار بر آن‌ها، درصدد است تا مواضع مرتبط با آزادی را در اشعارشان بررسی کند، نحوه برداشت آن‌ها از این مفهوم را تحلیل نماید و در نهایت، وجوه تشابه و اختلاف بین آن‌ها را در این زمینه آشکار سازد.بدین منظور، این مطالعه از روش توصیفی-تحلیلی با تأکید بر روش‌شناسی اجتماعی استفاده می‌کند، زیرا آزادی مسئله‌ای اجتماعی است که ریشه در زندگی جمعی انسان‌ها دارد. همچنین، در مقایسه اشعار، از روش آمریکایی بهره گرفته شده است که بر مقایسه متون ادبی از جنبه‌های هنری، انتقادی و تحلیلی تمرکز دارد، بدون آن‌که به رابطه تأثیر و تأثر بین دو ادبیات توجهی داشته باشد. این پژوهش به‌صورت استقرایی به انتخاب اشعاری از دو شاعر پرداخته و مفهوم آزادی را در آن‌ها مقایسه می‌کند. از جمله یافته‌های کلیدی این تحقیق آن است که آزادی در مفهوم سیاسی آن در شعر هر دو شاعر متجلی شده است، اما دامنه معنایی آن در اشعار احمد مطر گسترده‌تر است. او آزادی را به‌عنوان حقی انسانی مطلق می‌پنداشت که بر اصول فردیت و کرامت انسانی استوار است، در حالی که درک ادیب‌الممالک فراهانی از آزادی با مشروعیت جمعی پیوند خورده و دارای رویکردی ملی‌گرایانه بود. او معتقد بود که آزادی از طریق اصلاح نظام سیاسی مبتنی بر عدالت و قانون محقق می‌شود. بخش اول پژوهش به بررسی اجمالی زندگی دو شاعر می‌پردازد، در حالی که بخش دوم به مطالعه تحلیلی و انتقادی مفهوم آزادی در اشعار آن‌ها اختصاص دارد. در نهایت، در بخش نتیجه‌گیری، پژوهش به بیان مهم‌ترین یافته‌های محققان پرداخته و تشابهات و تفاوت‌های موجود در دریافت این دو شاعر از مفهوم آزادی را مورد بررسی قرار می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعریف بکتاب مثنويّ العقل والعشق</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_234656.html</link>
      <description/>
    </item>
  </channel>
</rss>
