<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>الدِّراسات الأدبیّة (في الثقافتين العربیّة والفارسية وتفاعلهما)</title>
    <link>https://www.litstudmag.com/</link>
    <description>الدِّراسات الأدبیّة (في الثقافتين العربیّة والفارسية وتفاعلهما)</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>ar</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>The Arabo-Oriental Syncretism: Praxis of Philosophy, Avicenna and Beyond</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_244039.html</link>
      <description>The Arab culture with Abbasid Baghdad (750-1258) as epicenter had embarked upon rendering the scientific, philosophical and literary legacy of its neighbor civilizations (Greco-Hellenistic, Syriac, Persian and Indian, chiefly) into Arabic in individual as well as official capacities under the banner of Baghdad&amp;amp;rsquo;s Bait al-Hikmah. It was here that the wisdom corpus of the Schools of Nisibis and Edissa, the Academy of Jundishapur, the Library of Alexandria, the Imperial Library of Constantinople, and the academic depository of Buddhist Balkh was transformed into Arabic. The translation movement associated with itself a number of prolific translators such as Yaqub Al-Kindi (801-973), Hunain Ibn Ishaque (809-873), Ishaque Ibn Hunain (830-910), Thabit Ibn Qarra (826-906), Bakhtoshu Ibn Jibril (d. 970), Abu Bishr Matta Ibn Yunus (d. 940), and Qusta Ibn Luqa (820-912), among many others. Major Greco-Hellenistic scientific, mathematical, medical and philosophical texts (i.e. Galen, Euclid, Ptolemy, Theophrastus, Plato, Aristotle, Alexander of Aphrodisias, Simplicius, Brahamgupta, Aryabhatta, Charaka, Chanakya, etc) were translated, studied and commented upon in this period under the encouraging patronage of the Abbasid Caliphs al-Mansur (r. 754-775), Al-Rashid (r. 786-809) and Mamun (r. 813-833). This trend was facilitated by the encounter with Syraic Christians who maintained a rich, long-standing intellectual tradition of their own, had established Greek learning long before the arrival of the Muslims, and were often called upon to translate these texts from Greek and Syraic into Arabic. It was a historic moment for the Arab-Muslim orient to get initiated into a methodological enquiry on a plethora of cognitive and interpretative domains not confined to ontology, epistemology, natural theology, ethics, scholasticism, etc, but extended to mathematics, physics, astronomy, medicine and other empirical disciplines.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ملامح الشعر العربي في ديوان أديب صابر الترمذي</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_244038.html</link>
      <description>نظراً إلى أنّ دراسة التفاعلات الأدبية ورصد تيّاراتها بين آداب اللغات المختلفة من المباحث المهمّة في الأدب المقارن بالاعتماد على المدرسة الفرنسية، تتوقّف هذه الدراسة - من خلال المنهج التحليلي ـ المقارن، عند تأثرات الشعر الفارسي القديم بالأدب والثقافة العربيين، تركيزا على ديوان الشاعر أديب صابر الترمذي (؟ - 542؟ق)، ورصدِ مضامين وصورٍ شعرية، استعارها هذا الشاعر من الثقافة العربية، كما تتناول قدرة الشاعر الإبداعية ومدى نجاحه في استخدام مقروءه الثقافي في اللغة العربية باعتبارها لغة العلم والأدب في العالم الإسلامی آنذاك. وتوصّلت الدراسة من خلال التأمل في نماذج متعددة من أبيات الشاعر، إلی أنه تمتّع باطّلاع واسع ومعرفة كاملة علی المصادر العربية، حيث استقى من ينابيعها في تضاعيف أشعاره، ببراعة شاعرية فائقة، كما برع في توظيف التراكيب والعبارات العربية توظيفا تضمينيا، كما أعاد خلق المضامين الشعرية العربية، وأضفى ـ في كثير من الأحيان ـ عليها طابعاً فارسياً، للتناغم مع الذوق الفارسي وروح العصر. وهذا كله لنبيّن أن الشعراء الفرس بشكل عام، وأديب صابر بشكل خاص، لم يكونوا مجرّد شاعرين مقلّدين، حذوا حذو الشعراء العرب، وساروا على منهاجهم، دون ابتكار وإبداع.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی سیمای فردی و اجتماعی امام سجّاد(علیه‌السلام) در شعر عربی و فارسی</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_244040.html</link>
      <description>سیرۀ حضرت امام سجّاد(ع) به عنوان چهارمین امام شیعیان، در شعر عربی و فارسی حضور و تجلّی دارد. بررسی شعر آیینی عربی و فارسی بیانگر این است که در بخش سیمای فردی، عناوینی؛ همچون لقب سجّاد، عبادت و علم، نیز از جنبۀ اجتماعی، مضامین نسب و نژاد، سخاوت و اشاره به دوران سخت اسارت، از برجسته‌ترین مضامینی هستند که به طور مشترک با بسامد بالا در آثار منظوم دو ادب عربی و فارسی ظهور داشته‌اند. برخی موضوعات از جمله؛ &amp;amp;laquo;نیایش و حسن ظاهر&amp;amp;raquo; از نظر شمار پرداخت مضمون، در شعر عربی نسبت به فارسی، نمود محدودتری پیدا کرده به عنوان تفاوت مضمونی می‌توان به آن اشاره کرد. در این میان مفهوم &amp;amp;laquo;حسن ظاهر&amp;amp;raquo; تنها در شعر شاعران فارسی مشاهده شده‌است. در این پژوهش که با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر اساس نظریۀ اسلامی ادبیات تطبیقی تدوین یافته‌است، ابعاد شخصیّتی آن امام همام در شعر شاعران برجستۀ عربی و فارسی در دو بخش سیمای فردی و اجتماعی؛ تبیین شده و مضمون‌های مشترک و متمایز در شعر هر دو ادبیات مورد تحلیل قرار گرفته‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دراسة نقدية لکتاب المنهج القوي ليوسف المولوي</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_244041.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;&amp;amp;laquo;المنهج القوی&amp;amp;raquo; مؤلف ليوسف بن أحمد المولوي، وهو ترجمة وشرح للمثنوي المعنوي باللغة العربية. وقد ألّفه في القرن الثالث عشر في ستة مجلدات. يُعدّ هذا العمل أقدم شرح عربي وأشهره للمثنوي. وبما أن مثل هذه الأعمال تستحق الدراسة والنقد ملياً، وأن شُرّاح المثنوي الكبار قد أشاروا إليه في شروحهم، وأن تعريفه في المصادر موجز وغير دقيق إلى حد ما إلی أن عدّوه ترجمة عربية للشرح الكبير لأنقروي، فقد ارتأينا أن ننتهج منهجاً نقديّاً ونعرّف هذا الشرح كما ينبغي له، ونقوم بدراسته ونقده لغة ومحتوی، وذلك من خلال قراءة متأنية لثلاثة آلاف بيت شعري مختارة من الدفاتر الأول والثالث والسادس ومقارنتها بشروح مختارة للمثنوي، بالتأكيد علی ضرورة تقديم ترجمة وتأويل لازم وجدير للآثار القيمة من الأدب الفارسي إلی القراء الناطقين بغير الللغة الفارسية. فقد توصلت الدراسة إلی أن الشارح استفاد من أفكار ابن عربي في شرح أشعار جلال الدين الرومي في ديوان المثنوي، وأن تعريبه وكتابته لا يخلوان من نواقص. كما أنه لا يمكن أن يعدّ هذا الشرح ترجمة عربية للشرح الكبير بشکل مطلق.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پژواک اندیشه‌های خیامی در اشعار عباس محمود عقاد</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_244042.html</link>
      <description>عمر خيام نيشابورى از شاعران فارسى‌زبان مى‌باشد كه با سرودن رباعيات توانسته در حوزه ادبيات مطرح شود. رباعيات وى در دوره معاصر نظر بسيارى از مستشرقان، مترجمان و ادبا را از كشورهاى مختلف به خود جلب كرده است. او را به حقیقت باید از نام‌آورترین و سرشناس‌ترین شاعران و ادیبان ایرانی در جهان معاصر عرب دانست که به دلیل نوعِ جهان‌بینی و اندیشه‌های خاصی که داشت، توجه بسیاری از شاعران معاصر عربی را به خود جلب نموده است. از جمله ادبايى كه به اشعار وى توجه كردند و تحت تأثير افكار وى سروده‌هايى دارند، عباس محمود عقاد، اديب و شاعر عراقى معاصر است. او حدود بيست و نه رباعى از خيام را به عربى برگرداند و اين امر ميزان علاقه وى به خيام را نشان مى‌دهد، ضمن آنكه به تطابق ميان خيام و ابوالعلاء معرى نيز پرداخت. اين پژوهش بر آن است با شيوه توصيفى-تحليلى، ميزان تأثيرپذيرى عقاد از خيام را بررسى كند. بررسی‌ها نشان داده است كه می‌توان در مضامينى مانند مرگ و زندگى، حسرت بر گذر عمر، حیرت و بدبینی، مِى، معشوق و یار زیباروی و جبر و تقدیرگرایی، مشتركاتى را ميان دو شاعر يافت و تأثيرپذيرى عقاد از خيام را تبيين نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از کازرون تا غزه؛ جلوه های بیداری اسلامی در شعر نصرالله مردانی و معین بسیسو</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_244043.html</link>
      <description>بیداری اسلامی به‌عنوان یک الگوی نوین برای تلاش‌های جمعی در جهت تغییر و تحوّل در جوامع اسلامی و دیگر نقاط جهان تلقی می شود، این جنبش نه‌تنها به‌دنبال احیای هویّت اسلامی است، بلکه به‌عنوان یک نیروی محرکه برای ایجاد تحوّل و پیشرفت در عرصه‌های مختلف بشری نیز محسوب می شود. بررسی و مطالعه نقش نصرالله مردانی و معین بسیسو، شاعران معاصر ایران و فلسطین، در بیداری اسلامی و تحلیل مؤلفه‌های این الگوی بیداری در اشعارشان نشان می‌دهد که هر دو شاعر تأثیر چشمگیری در احیای اندیشه‌های دینی، تقویت همبستگی، ایجاد خودباوری و زنده کردن روحیه بازگشت مسلمانان به عظمت گذشته خود داشته‌اند. این جستار ادبی بر آن است تا با تحلیل تطبیقی اشعار نصراللّه مردانی شاعر معاصر ایرانی و معین بسیسو شاعر فلسطینی و به روش تطبیقی بر مبنایی مکتب تطبیقی آمریکایی به بررسی جلوه های بیداری اسلامی در دیوان این دو شاعر و نوع نگاه آنها به مقوله جریان بیداری اسلامی در ایران و فلسطین بپردازد. پرسشی که در این پژوهش درصدد پاسخگویی به آن هستیم: چگونه مفهوم بیداری اسلامی در اشعار مردانی و بسیسو جلوه نموده است؟ یافته های اساسی این پژوهش نشان می‌دهند که جلوه های بیداری اسلامی از قبیل اتّحاد در موضوع وطن، دفاع از ملّت خود، استعمارستیزی، ظلم ستیزی، تجلیل از شهید، اعتراض سیاسی و اجتماعی و غیره در اشعار هر دو شاعر جلوه گر شده اند؛ بدون اینکه از یکدیگر متأثّر باشند. نصرالله مردانی، در اشعار خود از شهید و شهادت، وحدت میان مسلمانان و خدمت به وطن، به عنوان یک دستور دینی، برای امور سیاسی و ملّی استفاده می‌کند و آن را برای مقابله با ظالمان ضروری می‌داند. شاعر با پرداختن به چنین موضوعات جدید که ریشه در دین دارند، تعهد دینی- سیاسی خود را نشان می‌دهد. معین بسیسو نیز در قصاید خود در حوزه بیداری اسلامی و در قالب موضوع های گوناگون سیاسی و اجتماعی مانند دفاع از آرمان فلسطین، عشق به وطن، شکایت از ستم حکمرانان ظالم، مخالفت با سلطه بیگانگان بر فلسطین، دعوت به آزادی و امید به پیروزی سخن می‌گوید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>أسلوبية شعرية في مثنوی &amp;laquo;شمع و پروانه&amp;raquo;</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_244044.html</link>
      <description>من المشاكل الأسلوبيّة المهمّة مشكلة تمييز الأسلوب الأدبيّ عن الأسلوب العلميّ. قدّم العالم الألماني أ. بوزيمان حلاً وطريقة عمليّة ومنهجيّة أصبحت تعرف بمعادلة بوزيمان، حيث تقيس هذه المعادلة مستوى الانفعال والعاطفة من خلال فحص العلاقة بين عدد الأفعال وعدد الصفات في النصوص الأدبيّة. هذه العلاقة تسمى VAR. في معادلة بوزيمان يحتسب عدد الأفعال والصفات في النصّ المفحوص، وتقسيم عدد الأفعال على الصفة يدلّ على النمط الأدبيّ للنص المدروس. كلما زاد عدد الأفعال عن الصفات يجعل النصّ أكثر أدبيّة وديناميكيّة وكلما زاد عدد الصفات عن الأفعال في النصّ يقلل من أدبيّة النصّ ويجعل أسلوب النصّ أقرب إلى الأسلوب العلميّ والعقليّ. في السياق ذاته، يُعدُّ الاهتمام بنقل الأسلوب والمستوى الأدبيّ للنص المترجم مقارنة بالنصّ الأصليّ من المسائل المهمّة في ترجمة الأعمال الأدبيّة. في الأسلوبيّة الإحصائيّة، يمكن الوصول إلى المستوى الأدبيّ للنصوص من خلال فحص شكل ومحتوى الأعمال الأدبيّة. يهدف المقال هذا إلى دراسة الأسلوب الأدبيّ في شعر الشاعرين الإيرانيّ واللبنانيّ هما السعدي الشيرازيّ وفيكتور الكك في مجموعتي &amp;amp;laquo;شمع و پروانه&amp;amp;raquo; وترجمتها العربيّة شعرًا &amp;amp;laquo;الفراشة والشمع&amp;amp;raquo; على أساس المنهج الوصفيّ والتحليليّ. ومن السؤالات الرئيسية في المجال ذاته أن ما هي المؤشرات النقدية الّتي أثرت في الأسلوب الأدبيّ عند السعدي الشيرازيّ وفيكتور الكك؟ إذن، فقمنا أولاً بشرح معادلة بوزيمان لاستخدامها في النصوص الفارسيّة والعربيّة، ثم قمنا بتحليل مثنوی &amp;amp;laquo;شمع و پروانه&amp;amp;raquo; للسعدي وترجمتها العربيّة شعرًا المعنونة بـ&amp;amp;laquo;الفراشة والشمع&amp;amp;raquo; من قبل فيكتور الكك من وجهة نظر الجودة الأدبيّة. أظهرت مكتسبات البحث أن مستوى الأدبيّة في مثنوی &amp;amp;laquo;شمع و پروانه&amp;amp;raquo; للسعدي الشيرازيّ تمتع بمستوى عاطفيّ أعلى بكثير من ترجمته العربيّة تاليًا يكون أكثر أدبيّة. مع ذلك، فإن ترجمة فيكتور الكك هي ترجمة مقبولة نسبيًّا من حيث أدبيّة الأسلوب إلا أنّ على الرغم من جهود المترجم، فإن الفراغ الدلاليّ والعاطفيّ والفشل في اختيار الإطار الشعريّ والمعادلات الدقيقة ظاهر في ترجمته أحيانًا. </description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش تطبیقی پیامدهای جنگ در مجموعه داستان &amp;laquo;خبز الفداء&amp;raquo; از سمیره عزام و &amp;laquo;شهر جنگی&amp;raquo; از حبیب احمدزاده</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_244045.html</link>
      <description>جنگ، همواره الهام بخش نویسندگان بوده است تا از دل آن، تراژدی‌های دردناکی را به تصویر بکشند. نویسندگان فلسطینی و ایرانی معاصر، سال‌هایی از زندگی خویش را زیر جوخه جنگ گذرانده‌اند و با گوشت و پوست خویش محنت و رنج آن را دیده‌اند. از جمله سمیره عزام نویسنده فلسطینی قرن بیستم و حبیب احمدزاده از نویسندگان قرن بیست و یکم ایران هستند که در داستان‌های کوتاه خویش، مصائب و رنج‌های جنگ را به تصویر کشیده‌اند. این پژوهش بر مبنای مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی و با روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی در پی بررسی تطبیقی پیامد جنگ در مجموعه داستان کوتاه &amp;amp;laquo;خبز الفداء&amp;amp;raquo; از سمیره عزام و &amp;amp;laquo;شهر جنگی&amp;amp;raquo; از حبیب احمدزاده است. به این ترتیب، پس از معرفی دو مجموعه داستان کوتاه، آثار و پیامدهای جنگ در این آثار را بررسی و تطبیق می‌کند. از جمله نتایج پژوهش اینکه سمیره عزام به زندگی بینوایان و قشر ستمدیده‌ای پرداخته است که شکست در جنگ، احساساتی تلخ را در زندگی آنان برجای گذاشته است. در داستان خبزالفداء نگرش نویسنده به انسان از قبیل اعتقاد به کرامت، صفا و گوهر انسانی, رویارویی خیر و شر در متن داستان‌ها و با تأمل بر کنش شخصیت‌ها، بازتاب داده می‌شود و تمرکز نویسنده بر عواطف انسانی اعم از عشق، غربت، فراق و فقر است. در مجموعه داستان &amp;amp;laquo;شهر جنگی&amp;amp;raquo;، مخاطب با نوعی مطلق گرایی اعم از نیکی و ایثار سربازان خودی در مقابل ذلت و خودخواهی سربازان دشمن مواجه است. نویسنده این موضوع را در بسیاری از موارد در قالب دیالوگ میان شخصیت‌ها به تصویر کشیده است. از جمله شباهت‌های دو مجموعه، اینکه نویسندگان آنها سعی در مذموم انگاشتن جنگ، پیامدها و تبعات منفی آن دارند. عزت و شرافت مبارزان در پایداری بر سر آرمان‌های خود در هر دو مجموعه به وضوح مشهود است و حوادث به گونه‌ای برای خواننده ترسیم می‌شود که گویا خود را در فضای واقعی شرایط جنگ تصور می‌کند، اما در چگونگی روایت و بازتاب علل و پیامد جنگ، بنا به تفاوت در فرهنگ، نژاد و جغرافیا، تفاوت‌هایی وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ترجمۀ اسناد در &amp;laquo;ترانه‌های مهیار دمشقی&amp;raquo; ترجمة کاظم برگ‌نیسی</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_244049.html</link>
      <description>یکی از جلوههای نوگرایی در سرودههای ادونیس زبان شعر اوست. همنشینی واژگانِ &amp;amp;ndash;از حیث معنایی- ناسازگار با یکدیگر، جابهجایی ارکان جمله و انحراف از قواعد همجواری و معیارهای نحو عربی، سبب شده است که اجزای زبان شعر او پیچیده شود و به تبع آن، فهم شعرش سخت گردد. این ویژگیها در دفتر &amp;amp;laquo;أغاني مهیار الدمشقي&amp;amp;raquo; وی نیز به چشم میخورد. یکی از پدیدههای زبانی معنادار در شعر ادونیس اسنادها است. در سرودههای &amp;amp;laquo;أغاني مهیار الدمشقي&amp;amp;raquo;، گاهی فهم اسنادهای خبری &amp;amp;ndash;به دلیل تنیدگی و پیچیدگی اجزای متن و انحراف از نحو معیار- سخت میشود؛ در این موارد، واژگان از حیث نحوی پراکنده و ناآشنایند به طوری که نمیتوان یک خبر یا گزارهای قطعی برای جمله در نظر گرفت. در جاهایی از ترجمۀ فارسی دفتر &amp;amp;laquo;أغاني مهیار الدمشقی&amp;amp;raquo; (ترجمۀ کاظم برگ‌نیسی)، دلالتهای اصلی و بلاغی اسناد به درستی برگردانده نشده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکردی نقادانه به ترجمه انجام شده است. هدف از پژوهش این است که نخست معنای اصلی و بلاغی اسنادها تبیین شود، سپس با بررسی سیاق، جهانبینی نهفته در آنها کشف شود و در ضمن آن، ترجمۀ اسنادها در &amp;amp;laquo;ترانههای مهیار دمشقی&amp;amp;raquo; نقد گردد. نتایج پژوهش نشان-دهندۀ این است که در اسناد جملههای اسمیه گاهی به دلیل تنیدگی اجزای جمله، معنای اصلی اسناد فهم نشده است و در اسنادهای فعلیه معنای بلاغی و جهانبینی آن درک و برگردانده نشده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سيمياء العواطف في شعر رحيم زاير الغانم: ديوان "لُطفًا كُن وطناً" أنموذجاً</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_244050.html</link>
      <description>تُعدّ السيميائية من النظريات اللسانية والرمزية الحديثة التي تنهض بدراسة العلامات بوصفها أنساقًا دلالية تتجاوز حدود اللغة إلى رحاب الفضاء الثقافي والاجتماعي والنفسي، وقد شهدت تطورًا شمل حقولًا معرفية متنوعة، من بينها الأدب. أما سيميائية العواطف، فهي فرع من فروع السيميائية يُعنى بتحليل تمظهرات المشاعر والعواطف في النصوص الأدبية بوصفها علامات مشحونة بالدلالة. ومن هذا المنطلق، يتوجه هذا البحث نحو استقصاء شعر الشاعر العراقي المعاصر رحيم زاير الغانم، مع التركيز على ديوانه المعنون بـ "لطفًا كن وطنًا"، باعتباره مدونة نصية زاخرة بالشحنات الوجدانية المكثفة التي تعكس امتدادًا لتجربة شعورية وإنسانية عميقة. ويُعدّ الغانم من الأصوات الشعرية التي استطاعت أن تستثمر التجربة الوجدانية بأسلوب حداثي يوسم بملامح التوهج العاطفي والوعي الجمالي والالتزام الإنساني. يهدف هذا البحث إلى الكشف عن الأنساق العاطفية، المضمرة والظاهرة، في النصوص الشعرية قيد الدراسة، وتحليل آليات تشكّلها السيميائي، وتبيان علاقتها بالبُنى الأسلوبية والرمزية في شعره. ولتحقيق هذه الغاية، تمّ اعتماد المنهج الوصفي التحليلي، ولا سيما منظور سيميائية العواطف، بوصفه مقاربة منهجية تتيح تفكيك البُنى الرمزية والدلالية للمشاعر، وتحليل مستويات التعبير والانفعال والحركة في النصوص موضوع البحث. وقد أسفرت الدراسة عن جملة من النتائج، من أبرزها أن الشاعر يوظّف العاطفة لا بوصفها مجرد حالة شعورية، بل كعلامة دينامية تتكثّف رمزيًا عبر معجم دلالي يستمد مادته من مفردات الوطن، والأم، والحبيبة، والطفولة؛ وأن البنية الإيقاعية واللغوية تضطلع بدور محوري في تشكيل فضاء عاطفي مُشبع بالدلالات الرمزية ذات الطابعين الجمعي والذاتي في آن معًا.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی ترجمه انصاریان و آیتی از تصویرسازی گناه در صحیفه سجادیه از منظر استعاره‌های مفهومی</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_244051.html</link>
      <description>استعاره مفهومی رویکردی نوظهور در پژوهش‌های زبان شناسی شناختی می‌باشد که منجر به ساختار بخشی و مفهوم‌سازی مفاهیم انتزاعی موجود در ذهن بشر می‌شود. این مفهوم‌سازی از طریق مجموعه انطباق‌های موجود میان دو حوزه مفهومی صورت می‌گیرد. این پژوهش با هدف بررسی استعاره‌های مفهومی در حوزه &amp;amp;laquo;گناه&amp;amp;raquo; در صحیفه سجادیه، و همچنینی بررسی عملکرد مترجمان انصاریان و آیتی در نحوه بازتاب آن، برآن‌است تا با تکیه بر اصول این رویکرد، که از سوی لیکاف و جانسون مطرح شده است، به نحوة تصویرسازی این مفهوم و رابطه آن با حوزه‌های مبدأ مطرح شده برای آن بپردازد؛ لذا با روش تحلیلی-توصیفی استعاره‌های مفهومی یافت شده در حوزه مفهوم&amp;amp;laquo;گناه&amp;amp;raquo; را در صحیفه سجادیه، مورد بررسی قرارداده است. از این رو در آغاز نمونه‌های یافت شده را بر اساس حوزه‌های مبدأ ونام نگاشت‌های مرتبط با آن تفکیک کرده، سپس به بررسی چگونگی عینیت‌بخشی این مفهوم و برگردان آن از سوی مترجمان پرداخته است. نتایج این بحث و بررسی حاکی از آن است که مفهوم &amp;amp;laquo;گناه&amp;amp;raquo; از طریق نام نگاشت‌هایی چون گناه بار است، گناه آتش است، گناه بیماری است، گناه انسان است و گناه حجم است، تصویرسازی شده است. رابطه‌ای که میان حوزه‌های مبدأ و این مفهوم انتزاعی برقرار است، بدین صورت است که اصل بهره برداری و برجسته‌سازی در استعاره‌های مفهومی، منجر شده جنبه‌ها و پیامدهای منفی هر دو حوزه برای انسان نمود بیشتری پیدا کند. مترجمان نیز در انتقال عبارات مدنظر گاهاً به زبان مبدأ وفادار بوده وگاهی نیز به زبان مقصد، با این وجود میزان موفقیت مترجمان را می‌توان یکسان دانست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی کارکرد معنایی برخی اساطیر آیینی- مذهبی در ادبیات انگلیسی و عربی در ترجمه شعر تی اس الیوت و فدوی طوقان</title>
      <link>https://www.litstudmag.com/article_244052.html</link>
      <description>با بررسی متون ادبی معاصر، به ویژه شعر، مشخص می‌شود که اساطیر مذهبی-آیینی نقش برجسته‌ای در ساختار و محتوای آثار دارند. شاعران و نویسندگان با بهره‌گیری از این اساطیر، لایه‌های معنایی متعددی به آثار خود می‌افزایند؛ از جمله ایجاد بعد قداست، بازسازی واقعیت‌های فردی و اجتماعی، و استفاده از ظرفیت‌های نمادین اساطیر برای بیان مفاهیم خاص. این مطالعه تطبیقی به بررسی سیستماتیک کارکرد اساطیر مذهبی-آیینی در اشعار تی.اس. الیوت و فدوی طوقان، دو شاعر برجسته معاصر با خاستگاه‌های فرهنگی متفاوت (انگلیسی-آمریکایی و عربی-فلسطینی) می‌پردازد. تحقیق با رویکردی توصیفی-تحلیلی و بر اساس مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی، بر تطبیق و تحلیل تطبیقی سه اسطوره کلیدی &amp;amp;laquo;مسیح (ع)&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سیبل&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;آدونیس&amp;amp;raquo; در آثار این دو شاعر متمرکز است. هدف، واکاوی چگونگی بازنمایی و کاربست این اساطیر با هدف آشکار ساختن وجوه تشابه و تفاوت‌های معناشناختی و کارکردی آن‌ها در بسترهای فرهنگی متفاوت است. این مطالعه بر این فرضیه استوار است که اسطوره و آیین به عنوان دو عنصر بنیادی فرهنگ، در تعامل دوسویه به تقویت و حفظ ارزش‌های فرهنگی جوامع کمک می‌کنند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که هر دو شاعر، علی‌رغم تفاوت‌های فرهنگی، در فراخوانی اساطیر مسیح (ع)، آدونیس و سیبل، تشابهاتی در رویکرد دارند اما با کارکردهای متنوع و مفاهیم متفاوتی به آن‌ها معنا بخشیده‌اند. این مطالعه نشان می‌دهد که الیوت و طوقان هر کدام ابعاد روان‌شناختی، اجتماعی، و روحانی جدیدی به این اساطیر بخشیده‌اند که در آثار الیوت، عمق بیشتری دارد. همچنین در بررسی کارکرد اساطیر در شعر هر دو شاعر، دو بعد فردی و اجتماعی برجسته است. در بعد فردی، این اساطیر بیانگر مشکلات و دغدغه‌های روحی ناشی از تجربیات شخصی شاعران است. در بعد اجتماعی، اساطیر در شعر الیوت بازتاب‌دهنده سرخوردگی و ناامیدی ناشی از جنگ جهانی است، در حالی که در شعر طوقان، نشان‌دهنده رنج و ناامیدی ناشی از مصائب مردم فلسطین است. همچنین، بعد ترغیبی و اثرگذاری این اساطیر در اشعار هر دو شاعر مورد توجه قرار گرفته است. این تحقیق تأکید دارد که اساطیر مذهبی-آیینی، فراتر از نقش‌های مذهبی، به عنوان ابزاری قدرتمند در ادبیات برای بیان تجارب فردی، مسائل اجتماعی و ترویج دیدگاه‌های خاص عمل می‌کنند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
